حاج ملا هادي السبزواري
200
شرح مثنوى
عرش تا فرش و اينكه فرمود مولوى كه : بطن چارم از نبى را كس نديد چه جاى بطون بعد را مقصودش از آن كس جهت خلقى است نه كس به جهت حقى چه اين كس بعد از سير من الخلق الى الحق سير فى الحق دارد و من الحق فى الحق و من مرتبة الاسماء و الصفات الى الفناء فى الذّات دارد و به عبارت ديگر به ازاى بطون اربعه از قرآن در انسان لطايف روحيه و سرّيه و خفويه و اخفويه است و اينها از صقع ربوبيّهاند . ( ( 4254 ) ) چرخ گرديد و نديد او گرد جان * تعزيت جامه بپوشيد آسمان ن 593 21 - ك 205 38 تعزيت جامه : يعنى جامهء نيلى و به اعتبار وجه الله كه در اوست گويا . ن 593 2 - ك 205 26 اَرِنى : عرضه مىدارند . لَنْ تَرانى : مىشنوند و هر ناقابلى نسبت به اين وجه اتم و اسم اعظم چنين است . ( ( 4262 ) ) تو مبين ز افسونش آن لهجات پست * آن نگر كه مرده بر جست و نشست ن 594 9 - ك 206 4 لهجات : جمع لهجه يعنى نطق و لفظ . پست : تركيب و انعقاد يافت . ( ( 4270 ) ) يا جبال اَوّبى امر آمده * هر دو هم آواز و هم پرده شده ن 594 18 - ك 206 9 يا جبال اَوِّبى امر آمده : يعنى اوّبى صيغه امر مخاطبه است از تأويب چون صرّفى و تأنيث به جهت آن است كه جبال تأنيث دارد يعنى اى كوهها رجوع و باز گشت كنيد با او و با مرغان . ( ( 4275 ) ) تا بدانى ناله چون كُه را رواست * بىلب و دندان دلى را ناله هاست ن 595 1 - ك 206 12 دلى را ناله هاست : و ذكر قلبى است و روحى و سرى و خفى است . ( ( 4277 ) ) همنشينان نشنوند او بشنود * اى خنك جان كو به غيبش بگرود ن 595 3 - ك 206 13 به غيبش : مقابل شهادتش .